19. باوردرماني‌. بيماران در جهان مسيحيت‌، به‌ويژه آنان كه ظاهراً بيماري‌شان درمان‌ناپذير بود، به قديسان و اوليا بيش‌از پزشكان اميد داشتند. تقريباً هريك از بيماري‌ها قديس خاصي‌ پيدا كرده بود و در ميان زيارتگاه‌هاي بي‌شمار نقاط مختلف هركدام بيماران خاصي را به خود جلب مي‌كردند، از قبيل كوران‌، شلان يا ديوانگان‌. اگر پزشكان باهوشي در آن نقاط بودند، مي‌توانستند مشاهدات باليني جالبي گردآورند، هم‌چنان‌كه پزشكان يونان در معابد آسكلپيوس‌ يا پزشكان جديد در لورد چنين مي‌كردند و مي‌كنند. بدبختانه پزشكاني وجود نداشتند و شخص‌ موٴمن نه از نياز به آنان آگاه بود و نه به آنان مي‌انديشيد. يكي از محبوب‌ترين اولياي شفادهنده‌، سن روك مونپليه‌اي (وفات‌: حدود 1327) بود، كه دستيار نيرومند سن‌سباستين در حفاظت از ابتلاي به طاعون شد.
جريان تقديس اوليا حاوي تعداد زيادي گزارش‌هاي باليني است‌، كه نقد و بررسي آنها اگر نه‌ براي تاريخ پزشكي‌، بلكه براي تاريخ بيماري‌ها باارزش خواهد بود. به مورد پيِر لوكزامبورگي‌ توجه كنيد كه در سال 1369 در لينيه زاده شد. او پسر گي اول لوكزامبورگي كنت لينيه بود و اول‌ كشيش‌، سپس اسقف مِتز و بعد كاردينال شد. زهد و عبادت سلامتش را به خطر انداخت‌؛ بلز دو فورليويو و يك تن يهودي به نام ويتال به معالجه‌اش پرداختند. اما پيش از تمام كردن هجده‌ سالگي‌، در دوم ژوئيه‌ٴ 1387 درگذشت‌.1 با اين‌كه در مدت عمرش به هيچ معجزه‌اي دست نزده‌ بود، براي موٴمناني كه به زيارت قبرش در ويلنو ـ لزـ آوينيون مي‌شتافتند يا به درگاهش دعا مي‌كردند، كرامات بي‌شماري انجام داد. تا چهارم اكتبر سال 1388 تعداد 1964 معجزه به نامش‌ ثبت شده بود، ولي تنها در جريان تبرك‌2 او 179 مورد عنوان شد كه نود تن شاهد به آنها گواهي‌ دادند. اين معجزات از هر قبيل بود آزادسازي اسيران‌، حمايت در برابر راه‌زنان‌، بازيافتن كالاهاي‌ دزديده يا گم‌شده‌، حفاظت كشتي‌شكستگان يا گرفتاران آتش‌سوزي و تعداد زيادي موارد پزشكي‌. پير لوكزامبورگي سيزده نفر را زنده كرده بود (دو نفر راكه ناگهاني مرده بودند، چهار غرق‌شده‌، دو خفه‌شده‌، سه نوزاد، دو مورد كه تب كرده و مرده بودند). بنابر بررسي ويكرزهايمر، وي به معالجه‌ٴ معجزه‌آساي زخم‌هاي سر، بيماري‌هاي دماغي‌، صرع‌، فلج (چهارده مورد)، بيماري‌هاي چشم‌، كَري‌، خون‌دماغ (رُعاف‌)، بيماري‌هاي لب و دهان‌، گلودرد، لالي‌، غده‌ٴ پستان‌ (گواهي جالبي از ژان دوتورنامير)، استفراغ خوني‌، قولنج‌، كرم‌هاي انگلي‌، استسقا، عنن‌، نازايي‌، خونريزي شديد، فتق (نُه مورد)، تب‌، نقرس‌، جذام‌، باد سرخ‌، گال و غيره توفيق يافته بود.


1. خواننده توجه دارد كه كاردينالي بالاترين مقام كليسا، جز پاپي است و تنها هفتاد تن به اين مقام مي‌رسند. با اين حال‌، نوجواني در هجده سالگي به‌خاطر شاه‌زاده بودن‌، مقام كاردينالي يافته بود. ــ م‌.
2. beatification. (كه بهتر است آن را به ((اِسعاد)) برگرداند) در سنّت كليساي كاتوليك‌، اين است كه پاپ به‌طور رسمي‌، شخص‌ِ درگذشته‌اي را آمرزيده و بهشتي اعلام مي‌كند؛ و از اين رو، از جايگاه ويژه‌ٴ مذهبي در نزد كليسا برخوردار مي‌گردد. ــ و.